close
چت روم
سونیک ویکی | داستان بازی " سونیک و راز حلقه ها " - هزار و یک شب ( شب های عربی )


در کانال تلگرامی رسمی همیشه سونیک جوین شوید تا از خبر ها و چیز های جالبی که قراره بیفته زود باخبر شید D: روی لینک زیر کلیک کنید تا وارد کانال شید !

کانال تلگرامی همیشه سونیک

توجه : تنها کانال تلگرامی متعلق به همیشه سونیک همین کانال می باشد ! لطفا در کانال های تلگرامی تقلبی و غیر فعال دیگر که با نام همیشه سونیک هستند جوین نشوید !

بدرود و آرزوی موفقیت D;



Arabian Knights

http://info.sonicretro.org/images/a/a8/Satsr_it.jpg

برای مشاهده ی مطلب به ادامه ی مطلب رجوع کنید .

داستان با دراز کشیدن سونیک شروع شد . بعد از اینکه سونیک از خوابش بیدار شد خواست ساعت رو چک کنه که یهویی حلقه ای روی دستش اومد ، شهرا جادوگر حلقه ها از کتاب داستان های قدیمی هزار و یک شب بیرون میاد و وارد دنیای سونیک میشه، شهرا گفت که توی دنیای داستانی اونا یعنی دنیای هزار و یک شب یک موجودی به نام غول چراغ جادو میخواد از قدرت کتاب استفاده کنه و داستان هارو جذب کنه و به دنیای سونیک یعنی دنیای عادی ببره پس دیگه داستانی وجود نخواهد داشت ! این قدرت طوری گرفته میشه که یه موجودی به نام "سونیک جوجه تیغی" به اون داستان ها بره و جلوی اون رو بگیره ! شهرا به سونیک یه حلقه میده تا بتونه پل ارتباطی شهرا با استاد جدیدش ( سونیک ) رو داشته باشه و بتونه از سونیک مراقبت کنه. سونیک خودش رو معرفی میکنه و چون شهرا یه جادوگر هست میتونه از شهرا یه ارزو بکنه ، سونیک سردش شده بود و خواست که از شهرا یه دستمال کاغذی بگیره و اولین ارزوی رو به عنوان این ارزو از شهرا میخواد و شهرا هم عصبانی میشه و میگه جدی باشید لطفا ، بعد از اون سونیک و شهرا با استفاده از فرش سحر آمیز دنیای هزار و یک شب رفتند.

همینطور که سونیک داره وارد بخش صفحات داستانی میشه ، با غول چراغه جادو مواجه میشه ، اون یه گوله ی اتیشو روی سینه ی سونیک میذاره که در واقع یک طلسمه ، حالا شرط رفتن اون طلسم چیه ؟ غول چراغ جادو میگه شرط رفتنه اون طلسم  این هست که سونیک 7 حلقه ی جهانی رو بیاره که شامل رنگ های مختلف میشن و همچنین این حلقه ها دروازه ای بین دنیای هزار و یک شب و دنیای سونیک میشه. حالا اگر اونارو نیاره اون طلسم در واقع وارد قلب سونیک میشه و سونیک تا اخر دنیا و زندگیش زجر میکشه و میمیره ! بعد این حرف سونیک و شهرا به بخش های مختلف هزار و یک شب میرن تا بتونن 7 حلقه ی جهانیو پیدا کنن ، شهرا حس بدی داره چون احساس میکنه یه چیزی ازش لو میره . سونیک به دنبال 7 حلقه ی جهانی میره تا قدرت های اون 7 حلقه ی جهانیو بفهمه ! در اولین فرصت اون سرزمین های خشکی هزار و یک شب رو میگرده و با پادشاه اون منطقه یعنی پادشاه شهریار که توی کتاب داستان های هزار و یک شب خوندیدش اشنا میشه ( همون دکتر اگمن خودمون :| - چون فقط سونیک که وارد دنیای هزار و یک شب که نشده ، همراه اون اگمن و کلی شخصیت های دیکه وارد شدن )- سونیک فکر کردن که پشت همه ی این ماجراها اگمن هست که بخواد هزار و یک شب رو نابود کنه و برای همین از اون سوال کرد در این مورد ! شهرا به حرف های سونیک توجه نکرد و گفت چرا اینجوری حرف میزنی ؟ این شهریار بزرگ هست دکتر اگمن کیه ؟ بعد از مدتی صحبت کردن با سونیک شهریار توسط موجوداتی که غول چراغ جادو فرستاده بود دزدیده میشه ، که سونیک در واقع نجاتش داد ، این موضوع خطم میشه به " جنگل دایناسور ها " یعنی سرزمین بعدی که سونیک باید در اون حرکت کنه ، بسته به جایی که بازیکن باید بره ، مکان بعدی حرکت سونیک در واقع همین جنگل دایناسور ها بره یا میتونه به صحرای اویسیس بره تا علی بابا رو ملاقات کنه که در واقع بعد از کمی حرف میفهمه علی بابا در واقع همون تیلز خودمونه و اون هم مثل اگمن وارد هزار و یک شب شده :

قبل از اینکه با تیلز ملاقات کنه باید با عقرب شن ها مبارزه کنه و اون رو شکست میده و علی بابا از سونیک تشکر میکنه و میگه که من زیاد قوی نیستم ولی تو کار خودم ماهرم و اینکه سونیک هم اونو نمیشناخت ! سونیک با شکست دادن عقرب شن ها اولین حلقه ی جهانی که حلقه ی زرد هست رو گرفت و به ماجراجوییش برای گرفتن حلقه های بیشتر ادامه داد و سونیک فهمید که با گرفتن همه ی این حلقه های جهانی دروازه ای بین دنیای سونیک و دنیای هزار و یک شب باز میشه ! بعد از اینکه سونیک دنیارو کامل میکنه یعنی همه ی حلقه هارو میگیره میره به کارخونه ی شیطانی که یکی دیگه از سرزمین های بازی سونیک و راز حلقه هاست ، وقتی که به اونجا میره غول چراغ جادو رو برای بار دوم ملاقات میکنه و بعد از حرف و گمان هایی یه گولم سنگی رو ظاهر میکنه تا سونیک رو نابود کنه و درد طلسم رو بدتر میکنه ، سونیک و شهرا وقت میکنن که بتونن از اون گودال مواد مذاب به خوبی فرار کنن ( ولی اونا میخوان بعدش برگردن که کار گولم رو تموم کنن ) - بعد از اون سونیک و شهرا به پیش علی بابا میرن ، علی بابا میگه که باید پیش دوستش یعنی سند باد ( ناکلز در دنیای سونیک )  برن ، ناکلز میگه که بهترین راه برای مبارزه با گلوم و عفریت رو که چجوری باید باهاش مبارزه کنن ! اون به سونیک و شهرا میگه که باید یه مقدار ابی رو روی اون عفریت بریزن تا بتونن شکستش بدن ، سونیک در واقع مسخره میکنه این حرفشو و باعث دعوای دو کرکتر در بازی میشه ، علی بابامیگه که بهترین راه همینه ولی باید مقدار زیادی اب داشته باشیم که بتونیم روی اون اتش خیلی بزرگ بریزیم سند باد جواب داد اون بخشی از اب  رو میخواست بگیره بعدش دید اسیر شده اون به علی بابا گفت اونا میتونن با یک طوفان بزرگ این کارو بکنن ولی اون حلقه ای که اون طوفان رو به وجود میاره توسط دزدان دریایی اسیر شده بوده خیلی وقت پیش ! سونیک به منطقه ی طوفان دزدان دریایی میره تا بتونه کارشوپیش ببره و اون حلقه ای که طوفانو کنترل میکنه رو ازشون بگیره بعد از شکست دادن غول دنیا و بنابر حلقه ، شهرا به سونیک یه مدال بزرگ رو میده و بهش میگه که از اون استفاده کنه اگر شانسی دیگه ای برای خودش ندید ( یعنی احساس خطر کرد ) بعد از اون اونها به کارخونه ی شیطانی برمیگردن تا بتونن اون عفریت رو نابود کنن !

بعد از یه مبارزه ی سنگین سونیک عفریت رو شکست میده ولی یه بمب پیدا میکنه ، اونا از کارخونه فرار میکنن و سونیک بمب رو به هوا میندازه و منفجر میشه و هیچکسی اسیب نمیبینه ولی نشون دهنده ی حلقه ی اتش هست و سونیک اون رو در دستانش میگیره و میفهمه که اخرین نشان از اتش خشم عفریت هست چون 7 حلقه ی جهانی همشون دارای احساسات هستن ! بعد از اون سونیک به قبرستون اسکلت ها میره :| و کینگ سالمون رو ملاقات میکنه که به خاطر جادوهای غول چراغ جادو  تبدیل به یک اسکلت شده بود! سونیک باهاش صحبت میکنه و میفهمه که در اون محل چهل دزد ( مراجعه به چهل دزد بغداد ) وجود داشتن- کینگ سالمون به سونیک میگه که باید نبرد رو به رو با غول چراغ جادو داشته باشه ، چون باید بدونه که اون غول چراغ جادو هست ولی شهرا غول چراغ حلقه ها ! کینگ سالمون که نزدیک مرگش بود به سونیک اخرین حرف هارو میزنه ! بعد از اون سونیک به آخرین دنیا میره یعنی قصر شب جایی که غول چراغ جادو رو جلوی خودش میبینه  ولی باید به سمتش حرکت کنه ! بعد از شکست دادن موجودات غول چراغ جادو اون خودش رو جلوی غول چراغ جادو میبینیه ، موقعیت خوبیه که بخواد خودشو نشون بده و یا حلقه هارو بهش بده و رو به روش بشه ! سونیک میگه : اخرین حلقه ی دنیا بنظر حلفه ی ناراحتی میاد و شهرا به سونیک میگه که غول چراغ جادو در واقع غوله علاءدین و غول چراغ جادو هست و مثل من هر ارزویی رو بخوای قبول میکنه ! بعد از سومین نبرد بین سونیک و غول چراغ جادو ، اون شکست میخوره ف به هر حال قبل از اینکه اون شکست بخوره از در بیرون میاد و اون روی جلوی سونیک قفل میکنه که اون در تنها با 7 حلقه ی جهانی میتونه باز بشه !  پس سونیک و شهرا به جاهای مختلف جهان میرن تا بتونن اخرین حلقه های جهانیو بدست بیارن !

بعد از گرفتن تمام حلقه ها در به عنوان " قسمت اخر " باز میشه و ماموریت جدیدی به نام قصر شب باز میشه  در اخرین قسمت ، غول چراغ جادو به شهرا میگه که اون 7 حلقه رو که سونیک و اون جمع کرده بودن رو بهش بده ولی شهرا قبول نمیکنه ، شهرا به سونیک حقیقت هارو میگه و میگه که یک زمانی ما با هم بودیم و این طلسمی که اون برای تو انداخت در واقع من رو میکشت نه تورو ! شهرا به سونیک میگه که تصمیم سخت بود چون تصمیم بر سر 2 انتخاب مهم بود که باید انhttp://s8.picofile.com/file/8312121426/Darkspine_Sonic.pngجام میدادم و تورو انتخاب کردم ! غول چراغ جادو برای بار دوم سونیک رو مجبور میکنه که حلقه هارو بهش بده تا بتونه قدرت ماورایی بگیره. شهرا باز هم اجازه نمیده و یه گودالی ایجاد میکنه که غول چراغ جادو بره توش ولی در عوضش نمیره و غول چراغ جادو شهرا رو میکشه ! سونیک قبلش ارزو کرد که شهرا نمیره ولی خب قدرتی نداشت که بتونه اون ارزو رو براورده کنه ! ولی فهمید که یک مدال بزرگ داشت که شهرا گفته بود در زمانی که راهی و چاره ای نداشتی از ان استفاده کن !  ولی دیگه دیر شده بود و حالا غول چراغ جادوبا گرفتن هر 7 حلقه ی جهانی تبدیل به موجودی به نام هزار و یک شب میشه ، ولی لازمه که بدونید تبدیل غول چراغ جادو هنوز کامل نشده و به نبرد با سونیک نیاز داره تا قویتر بشه !  به طور اتفاقی 3 تا از حلقه های جهانی ( ناراحتی - خشم و نفرت ) به دست سونیک میرسن و سونیک رو تبدیل به یک موجودی به نام دارک اسپاین سونیک میکنه!

بعد از یک جنگ موفقیت امیز بین سونیک و هزار و یک شب ، سونیک برنده میشه ، و هزار و یکشب مثل سونیک به حالت نرمال بر میگرده و از حالت تبدیل شده بیرون میاد ! سونیک حالا لامپ جادوی غول چراغ جادورو داره و 3 ارزو میکنه :

  • ارزوی اولم :شهرا رو زنده کن !
  • ارزوی دومم : هزار و یک شب رو به حالت عادیش برگردون ، طوری که دنیا بتونه دوباره داستان داشته باشه !
  • ارزوی سومم :  غول چراغ جادو : تو باید تمام مدت زندگیت رو دیگه مثل همیشه که توی چراغت بودی بمونی و حبس باشی !

بعد از اون سونیک به شهرا میگه : شهرا من یه ارزوی دیگه دارم ، من یه عالمه دستمال کاغذی میخوام ! که بتونه اشکای تورو پاک کنه ! پس گریه کن ، تا دستمال ها بتونن هم دردت در اشک ها باشن !

بعد از کردیت بازی شهرا به سونیک میگه که تونسته راهیو برای برگشتن به دنیای خودش پیدا کنه و میگه که کلی ماجراجویی بر سرش داشته و بالاخره تونسته این کار رو بکنه به همراه دوستان خوبی مثل سند باد و علی بابا و به سونیک گفت که داستان ها بمونه برای یک زمان دیگه و سونیک رو یک جوجه تیغیه افسانه ای یاد کرد ! بعد از کردیت بازی ، بازی کتاب هزار و یک شب رو اولش رو نشون میده که داستان اولش علاءدین و چراغ جادو هست  ! اسم به سونیک و راز حلقه ها تغییر میکنه !

 

 

بخش نظرات برای پاسخ به سوالات و یا اظهار نظرات و حمایت های شما در مورد مطلب جاری است.
پس به همین دلیل ازتون ممنون میشیم که سوالات غیرمرتبط با این مطلب را در انجمن های سایت مطرح کنید . در بخش نظرات فقط سوالات مرتبط با مطلب پاسخ داده خواهد شد .

شما نیز نظری برای این مطلب ارسال نمایید:


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی


كد ماوس


  • آی آر آی بی
  • با کلیک بر روی 1+ ما را در گوگل محبوب کنید

    ابزار تغییر فونت مطالب وبلاگ اختصاصی کافه وبنیاز این جمله در وبتون نمایش داده نمیشه پس لطفا پاکش نکنید

    هدایت به بالای صفحه